
انگار همین دیروز بود انگار همین چند دقیقه پیش از کنارم رد شدی...
باور کن هنوز عطر خوشت توی باورم داره میپیچه...
چقدر بهت نزدیکم ولی ای کاش می تونستم محکم بگیرمت تا هیچ وقت از
من دور نشی ، چقدر خوب حست میکنم ولی ای کاش می تونستم
همیشه کنارت باشم
یادش بخیر !
وای که چقدر دلم هوای تو رو کرده ، مثل اینکه الان پیش تو هستم و دارم
کنارت پرواز میکنم...
عزیزم کجایی؟ توی یک قدمی من هستی و نمی تونم محکم بگیرمت تا
دوباره ترکم نکنی...
عزیزم کجایی؟ وجودم رو از یادت پر کردی ولی افسوس که فقط یادت برام
مونده...
عزیزم کجایی؟ که میخوام باهات یکی بشم ، گذشته و امروز رو یکی کنم و
آینده رو هم با دستات گره بزنم تا دیگه هیچ وقت از دستت ندم...
دلم میخواد واسه همیشه کنارم باشی و مواظب باشی تا همین چندتا
چیزی که از تو عشقت توی قلب و ذهنم و ازت به یادگار مونده رو از دست
ندم...

***باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***
***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***
***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***
***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت !!!!!!!

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم
سرنوشتمون یکی هر دو مون مسافریم
تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام
همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام
***
سخته دل کندن از این شهر و دل بستگی ها
موندن از خونه جدا با همه خستگی ها
جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری
گرد غربت روتنم که بازم باید بری...

![]()
|
|
|

باغ تنهایی
هیچ کس در باغ تنهایی من نو نهال آشنایی را نکاشت
کوله بار غربتم را لحظه ای دستهای مهربانی بر نداشت
باغبان از آن نهال سینه ام
شاخ و برگ نا امیدی را نچید
از نگاه چشمهای خسته ام
احتصار لحظه هایم را ندید
کاش می شد با غروب آفتاب
بی صدا با سایه ها کوچید و رفت
یا که میشد با طلوع یک بهار
آخرین پائیز را بوسید ورفت
چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده ، پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس .
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ، غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...
چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس .
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ، غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...
تو ذهن کوچه های آشنایی پرشده از پاییز تن طلایی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخه ی خشک پیچک تنهایی!
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه...
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...
تو ذهن کوچه های آشنایی پرشده از پاییز تن طلایی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخه ی خشک پیچک تنهایی!
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه...
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...
کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا
صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم
بدانم، بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده اند ......!!!! دستانت را بسوي کدام آسمان دراز
مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟

بذار خیال کنم هنــــــــوز ترانه هـــامُ می شنوی
هنوز هوام داریُ هنــــــــــــوزصدامُ می شنوی
بذار خیال کنم هنــــــــــوز
یه لحضه از نیازتم
اگر تموم قصمون
هنوز ترانه سازتم
بذار خیال کنم هنـــــــــوز
پر از تب وتابُ منی
روزا به فکر دیدنم
شبا پر از خواب منی
بذار خیال کنم تو دلــــتنگیــــــــات
غروب که می شه یاد من میــــفتی
تویی که قصه طلوع عشق گفتییُ
دوســــــــت دارمُ نگفتی
بذار خیال کنم منـــــــــــم
اون که دلت تنگ براش
اونی که وقتی تنهایی
پر می شی از خاطره هاش
اون که هنوز دوسش داری
اون که هنوز همنفس
بذار خیال کنم منــــم
اونی که بودنش بســـــــــــــــه
ایکه می پرسی نشان عشق چیست
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست
عشق یعنی مهر بی چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی ادعا
عشق یعنی مهر ، بی اما ، اگر
عشق یعنی رفتن تا پای سر
عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست
عشق یعنی جان من قربان اوست
عشق یعنی خواندن از چشمان او
حرفهای دل ، بدون گفتگو
عشق یعنی مستی از چشمان او
بی لب و بی جرعه بی می بی سبو

سخن عشق نه آنست که آید به زبان...........![]()
![]()
تقدیم به دوست عزیزم ومهربانم![]()
صبحگاهان که چشمانم رامی گشايم تاروزی ديگرراشروع کنم،درآن لحظه به تومی انديشم.
وقتی که دستانم را برای مناجات با خدای خويش به سوی آسمان می برم ، حتی در آن لحظه نيز به تو می انديشم .
در نگاهای خسته مردمان در دستان گرم دوستانم و در صدای زيبای مادر ، در بهارزمانی که شکوفه ها را به نظاره می نشينم ، به تو می انديشم .
وقتی که شبنم باران به روی ديدگانم می چکد ، در آن لحظه قلبم پر از ياد تو می شود و به تو می انديشم .
وقتی که در هياهوی کار لحظه ای از يادم غافل می شوی من در آن لحظه نيز به تو ... شبها که آرامش و تاريکی همه دنيارا با سياهيش پر می کند من خانه دلم را با ياد تو روشن می سازم . حتی اگر روزی رسد که ديگر به من نينديشی باز هم من به تو خواهم انديشيد .
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الليل والنهار
يا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الي احسن الحال
![]()
به امید :
ظهور امام زمان
به امید :
سالی پر از عشق و محبت
به امید :
شفای همه انسانهای در بند بیماری
به امید :
رسیدن همه عاشق ها به معشوقشون
![]()
بعد از تو تمام شهر بي فردا شد
من بيشتر از من به تو وابسته شدم
تا عشق به جرم پاکي اش رسوا شد
وقتي همه ي بال و پر عاطفه سوخت
پرواز به شکل تازه اي معنا شد
در آتش عشق تو ببين سهم مرا
تو رفتي و دود از دل من بر پاشد
اين درد، عجيب لحن تندي دارد
چون مشت تو بد جور برايم واشد


نگاهم کردی...
نگاهت کردم...
نگاهم کردی...
به نگاهت خیره شدم...
نگاهم کردی...
در نگاهت گم شدم...
نگاهم کردی...
در نگاهت عشق را دیدم...
نگاهم کردی...
به نگاهت دل بستم...
نگاهم کردی...
با نگاهت زندگی کردم...
و چه دیر فهمیدم که تو فقط نگاهم کردی...
امروز عاشوا است باید می دانستم
چون دیروز شعر هایم بی قرار بودند
از زبان قلمم جز غم چیزی بر کاغذ نقش نمی بست.....
کربلا ..خاک ...خون ... گرما ...عطش... ایستادگی ...شهامت ...شهادت
همه ی شعر ها کفش هایشان را در آورده بودند و
پیاده می دویدند می دانستند دیر رسیده اند
آخر روز شهادت نزدیک است میان واژه ها عقب مانده ام
باید برسم رسالت دیگری دارم
و هنوز با این دویدن ها دورم از قافله
............باید حسین را فریاد کنم................
باید به او بگویم
از این به بعد تمام پروانه های جهان در خیالشان شمعی ست
که
به یاد تو به گرد آن می سوزند
از این به بعد هر تشنه به یاد تو می نوشد ................و
و هر ابری هر کجای جهان که باشد به یاد کربلای تو می بارد
آخ چقدر خسته ام انگار رسیده ام
تشنه ام آب می خواهم نمی دانم چه کسی آب به من داد
فقط دست هایش را دیدم نورانی بودند این نور فقط از آن بهشتیان است
می خواستم رفع عطش کنم اما پشیمان شدم
آخر تشنگان دشت کربلا چه ؟
اما گویا سیراب شده اند می گویند از آب چشمه ی کوثر نوشیده ایم
می دانستم که دیر رسیده ام آن ها شهید شده اند
همه سیرابند نورانی و بهشتی
و
تمام واژه ها با من به سوگ نشستند و بر روی کاغذ نوشتند چه مظلومانه رفتند.

کاش ای تنها امید زندگی![]()
می توانستم فراموشت کنم![]()
یا که همچون آتشی در سوز دل![]()
در مهیب سینه خاموشت کنم![]()
کاش آنروز در گلستان خیال![]()
ای گل زیبا نمی چیدم تو را ![]()
تا که امروز بسوزم از داغ دوریت![]()
کاش هرگز نمی دیدم تو را....![]()
زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است .

اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
![]()
![]()
![]()
كاش ميشد هيچ كس تنها نبود
كاش ميشد ديدنت رويا نبود
من دعاكردم براي بازگشت
دستهاي تو ولي بالا نبود
گفته بودي كه فردا ميرسي
كاش روز ديدنت فردا نبود

الهي غمم بار خاطر نباشد
كه در غم مرا جان صابر نباشد
الهي نباشد وداعي وگر هست
براي كسي بار اخر نباشد
به هنگام كوچ عزيزان الهي
نگه كردن از چشم شاعر نباشد
الهي كسي را كه من دوست دارم
به دوران عمرم مسافر نباشد

مهربانم .......
به ستاره ها نگاه کن که شب را شکسته اند؛
بی تو شب من بی ستاره است.
آفتاب را ببين که تاريکی از مقابلش می گريزد؛
بی تو روز من آفتاب ندارد.
چمنزارها را بنگر با لاله و جويبارهای کوچکی که زمزمه کنان روان است؛
بی تو دنيا ي من از چمن و لاله زار خالی است
بپذير پاکترين دردهايم را که من بی تو هيچم.

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد .
با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد .
اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست
از روزگار است...
ميلاد با ســــــعادت منجي عالـــــــــم بشـــــــريت
حضرت ولي عـــــــــصر صاحب الــــــــــزمان (عج)
بر تمــــــــامي عاشــــــــقان و منتــــــــظران مــــــــبارك



السـَـــلام علــــيك يا اَباصالــــــح المــَــــهدي (عج)
سلام بر تو اي پسر فاطـــــمه و علي
سلام بر تو اي نور بي پايان خــــــدا
مولا جان كجايي كه دلهامان از دوريت به تنگ آمــــــده؟
كجايي مولا جان كه بي تو در غم غربت عظيمي اَسيريم؟
كي مي شود كه بيايي و درمان دردمان باشي؟
كي مي شود كه چشمان اشكبارمان به يُمن بركات قدومت روشن شود؟
اي خداوند عالم! چرا ظهور مولايمان مهدي (عج) را نزديك نمي كني؟
اي خداي مهربان! قسم به بزرگي ات كه خسته و درمانده ايم
كي مي شود كه مولايم مهدي بيايد و تمام دردها و غصه ها را تسكين دهد؟
آخر شنيده ام دنياي بعد از ظهور مولايم
دنياي پاكي ها و دنياي خوشبختي هاست
آيا خواهيم توانست در آن زمان به ديدار مولايم مشرف شويم؟
مولا جان بيا و غمخوار دل تنهايمان باش
مهدي (عج) جان بيا و تسكين دهنده چشمان اشكبار و قلب بيقرارمان باش
به اُميد روزي كه اشكهاي عاشقان مولايمان تبديل شود به گلستان گلهاي محمدي
و به اُميد روزي كه با ظهور صاحب الزمان (عج) قلبهاي تمامي عاشقان شاد شود
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد.
( دوست دارم عزیزم)
میشه از عشق توگفت
میشه از ستاره های چشم تو مغرب نو مشرق نو بر پا کرد
میشه از برق نگات خورشید وخاکستر کرد
میشه از گندمیای سر زلفت یه عالم شعر نوشت
آره از عشق تو دیوونگیم عالمی داره آره از عشق تو مردن داره
میشه از عشق تو مردو دیگه از دست همه راحت شد
میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست تو هم راحت شد
آره از عشق تو دیوونگی ام عالمی دار
اگر از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گقت و
میشه از عشق تو مرد و دیکه از دست همه راحت شد
....................................................
پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی
عمرشونا بی همنفس کز میکنن کنج قفس
نمی دونن سفر چیه عاشق در به در کیه
هر کی بریزه شادونه فکر می کنن خدا شونه
یه عمر بی حبیبن با آسمون غریبن
این همه نعمت اما همیشه بی نصیبن
تو اسمون ندیدن خورشید چه نوری داره
چشمه کوه مشرق چه راه دور داره
چه می دونن به چی میگن ستاره
دتیا کیه بهاره
چه می دونن عاشق میشه چه آسون پرنده زیر بارون
پرنده های قفسی عادت دارن به بی کسی........

نفرين به دست سرنوشت قسمت من رو بد نوشت
نفرين به اين اتشي كه افتاده توي اين بهشت
نفرين به دستاي تو كه زنجير عشق رو پاره كرد
نفرين به به اون نگاه تو كه قلبمو بيچاره كرد
نفرين به قاب عكس تو به روي ديوار اتاق
نفرين به اون سنگ دلت از من نمي گيره سراغ
نفرين به كار روزگار از تو چي مونده يادگار
نفرين به دنياي تو كه با من شده ناسازگار










گفته بودی که تو را در گلزارها خواهم دید،گفته بودی که در گلبرگهای
نسترن می نشینیو بر کلاله شقایقها ماوی می گزینی،گفته بودی در
حالی که سلاح محبت را بر دوش داری در عطر یاسمن ها به دنبال
معشوق می روی،تمام گلزارها را به دنبالت زیر پا گذاشتم به دشتها
رفتم تا شایدتو را بر تک گلی که بر دامن خاک نشسته بیابم،گفتم شاید
به همراه برگ گلها بر آبی به زلالی محبت شناور شده باشی؛ به همراه
آبها به همه جا سفر کردم،اثری از تو ندیدم ؛ای عشقم سخنانت را صدبار
به خاطر آوردم تا بفهمم مشتاق سفر به کجا بودی؛ تو هر چه گفته بودی
همه از عشق و محبت بود،از مهر و جان گذشتگی بود؛اغلب مفاهیم را در
کالبد جانت،نه در صورت و چهره زیبایت دیده بودم ولی نمی دانم مشتاق
سفر به کجا بودی نمی توانم معنای عشق ومحبت را احساس کنم ؛ولی :
مرا اگر صد از خود برانی دوستت دارم ، به زندان جنایت گر کشانی دوستت
دارم ، به چشمان توسوگند ای گل زیبا گر سزاوار حریم خود بدانی یا ندانی
دوستت دارم ، چه حاصل از جفا کردن چه سود از قهر ورزیدن ، مرا لایق
بدانی یا ندانی دوستت دارم .

بیاموز
به چشم هاي خود بياموزيد که نگاه به کسي نيندازند.اگر نگاه انداختند عاشق نشوند.
اگر عاشق شدند وابسته نشوند.اگر وابسته شدند مجنون نشوند
و اگر مجنون شدند با عقل و منطق زندگي کنند.
اينک که پا به اين راه دشوار گذاشته ايد با صداقت عشق را ابراز کنيد.
تنها به 1 نفر دل ببنديد و تنها عاشق 1 دل باشيد
و با يکرنگي و يک دلي زندگي کنيد.به عشق خود وفادار باشيد
تا پايان راه با عشق باشيد و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد
با تمام وجود به او عشق بورزيد ......
|
| |
|
خدا جونم
پروردگارا، دوست دارم بر فراز آسمانها پر بگیرم وفریاد برآورم. در این دنیا که قلبها از آهن و سنگ و بی خبر از عاطفه اند، تو را به حرمت پاک آسمانی ها سوگند مرا به حال خود رها مکن... . براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده. براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن ولي فرار نكن. براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن. براي عشق بمير ولي كسي رو نكش. براي عشق خودت باش ولي خوب باش خیلی وقتی ست که به آسمان نگاه نکرده ام خیلی وقتی ست که به زندگی لبخند نزده ام خیلی وقتی ست که دلتنگی مهمان خانه دل من است خیلی وقتی ست که اشک همدم چشمان من است خیلی وقتی ست که تو را می جویم خداوندا کمکم کن که یادت در تمام لحظاتم جاری باشد |
نامه ام بوسه ای است بر لبان گرمت نازنینا تویی پرواز یه رویا تو حصار تنگ سینه تو همون عشقی که هیچکس مثل من تو رو ندیده تویی اوج یه ترانه تو صدای خاکی من تویی آغاز یه پایان تو هوای دل بریدن تو همون سکوت تلخی که شکستنش محاله با تو روح نجیبت غم بی کسی خیاله تویی پیوند دو همزاد تو حجاب خواب رویا تویی اون قلب شکسته تو هجوم غم دریا تویی اون یار صمیمی که دلم داره هواشو می شنوم تو بی کسی هام نا له وعشق صداشو هر چه آرزوی خوبه مال تو
![]()


عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی عشق آن است که صد دل به یک یار دهی
زندگی شیبی است و عشق سیبی است و وای بر حال آن که در عشق پایبند نظم وترتیبی است.. واما تو:قرار نبود آن وقتهای توجایشان رابااین وقتهای من عوض کنند.قرار نبود عشق هم مثل گیلاس.بوسه.عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد.قرارنبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم.قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند.قرار بود هر کس به هوای نشکستن دل خودش بماند.قرار نبود هر چه قرار نیست باشد.قرار تنها بر بیقراری بودوبس.گمان نمیکنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد.اما یقین دارم کودک دلت کمترازپیش بهانه ی لالایی های
عاشق هر که هستید ، با وفاداری به او عشق بورزید
جزیره عشق
*عشق ويزاي ورودبه کشوردل است*
باز حکایت کسی که عاشق است
در سوکت چشم دوختن به جادهای دور عادت کسی که عاشق است
دستهای التماس ما گشوده است سپس کجاست دستهای با محبت کسی که عاشق است
باز هم سخن بگو ٬ سخن بگو٬ شنید نیست از زبان تو کسی که عاشق است
شاخه ها خدا نکند به دست باد نشکسته باشد عشق ینی استقامت کسی که عاشق است
ای شما که دل نمی دهید ایستاده اید در خیال کشف خلوت کسی که عاشق است
منتظر نیا ستید نوبت شما نیست . نوبت من است نوبت کسی که عاشق است
دلم گرفته بود زدم زیره گریه..........................................................
صورتم خیس شد اما از بارون چشام...............................................
یادم امد اینو بهم گفتی هروقت بارون امود بدون دارم پشت ابرا گریه میکنم
صدات زدم اما کسی جوابمو نداد زدم زیره گریه...................................
بهم گفتی هر وقت بارون امد آرزو کنی برآورده میشه ..........................
منم از ته دل آرزو کردم که تو باشی در کنارم..............................
عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه ?- خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد ? - خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه ? - جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه ? - خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه ? - جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه ? - از جاري شدن خون، کسي خجالت نميکشه اما بعضيا از اينکه اشک بريزن خجالت ميکشن


